در همين اثنا واراهاميهيرا به اعتلاي مثلثات بر مبناي حكمت يوناني و هندي ادامه داد. به وسيلهٴ كوسماس كه از مصر به سيلان سفر كرد، و سونيون كه از چين به هند رفت، رشتههاي بيشتري ميان شرق و غرب ايجاد شد، مورخان در همه جا ميكوشيدند تا معلومات موثقي دربارهٴ گذشته فراهم سازند، دربارهٴ گذشتهٴ خودشان. زبانشناسان همهجا در غرب، در خاور نزديك، و خاور دور، وظيفهٴ خالي از تقدير ولي ضروري خويش را دنبال ميكردند.
ولي، با در نظر گرفتن همهٴ اينها، بزرگترين موفقيت اين عصر صدور قانون يوستينيان بود، كه به همان صورت ناقصي كه بود، مظهر زوالناپذير نظم و عدل باقي ماند. بربرهايي كه امپراتوري غربي را گشودند، چندان فرهيخته نبودند كه معارف يوناني را، حتي در جامهٴ رومي آن، درك كنند؛ ولي بر اثر تلفيق نيرومند قانون رومي و اخلاقيات مسيحي، سركشي آنان فرو نشست.
ب. زمينهٴ ديني
قديس بنديكت
بنديكتوس كاسينويي1 در حدود 480 در نورسيا2، در نزديكي اسپلتو3 در اومبريا4 زاده شد، و در حدود 544 درگذشت. بنيانگذار رهبانيت غربي.5 او در 529 ديرمونته كاسينو6 را بنيان نهاد و قانون بنديكتي را عرضه كرد، كه به سرعت بر همهٴ قوانين رهباني ديگر در اروپاي غربي (جز ايرلند) سبقت جست، و تا سدهٴ دهم در آن منطقه يگانه شكل رهبانيت به شمار آمد. اين قانون ((به خاطر معقول بودنش مشهور است)). رياضت مفرط منع گرديده، كار خلاّ ق تشويق، و نظم و قانون شديداً تأكيد شده بود.
شاگرد او قديس مور7 (حدود 510 تا 584) نخستين دير بنديكتي را در سن مورسور لوار8 فرانسه ايجاد كرد. در اثناي قرون ششم، هفتم، هشتم و نهم ديرهاي بنديكتي مهمترين پايگاههاي تمدن در اروپاي غربي بود.
بودي دارما9
به چيني پئو - تئي - تا - مو10 كه معمولاً به اختصار تا - مو ناميده ميشود؛ به ژاپني داروما11؛ در هند جنوبي زاده شد؛ در حدود 520 هند را ترك گفت و در صومعهٴ شائولين در قلب كوه شائو -